با سلام؛
چنان که خوانندگان دائمی این وبلاگ محترم (یا لااقل از خردادماه امسال)
در جریانند، بنده در حال حاضر مشغول طی مسیر طولانی "طلاق" از همسرم هستم
(چرا که ایشان با طلاق توافقی کنار نیامدند)
در این مدت، یک یادداشت ابتدایی (خرداد ماه 92) و نظراتی ذیل چند یادداشت
دیگران از بنده در این وبلاگ درج شده که لااقل در یک مورد (ذیل یادداشت
کاربری به نام "مبهم" – از 19/5/92) مورد کنکاش فراوان از طرف ایشان و
دیگران قرار گرفت .
چکیده نظرات من در آن موقعیت، بر اساس ابهامات و تضادهای – از نظر من-
واضح، در یادداشت یاد شده و با اطمینان از "پرده پوشی" و دروغ گویی"
کاربر نام برده بود.
همین جا باید مجددا علت "گیر دادن" به این یک یادداشت را ذکر کنم:
شباهت فراوان خصوصیات ایشان با همسر سابقم (به لحاظ "توهم" و "دروغ" و
"پرده پوشی" و به خصوص "موجه سازی یک عمل کاملا مذموم با استدلالهایی
کودکانه") و امکان تعمیم "انگیزه یابی" و "توان توجیه سازی" یک فرد خائن
(همسرم) به دیگران و احتمالا مقدمه ای بر خصوصیات کلی یک فرد خیانت کار
برای تشخیص به موقع او و احتراز از عواقب وحشتناک بعدی برای شریک عاطفی
آنها انگیزه و اصطلاحا "داعی" بنده در اعلان نظرات مندرج بودند.
و اما بعد:
آفتاب آمد دلیل آفتاب
چند روز قبل از طریق دوستی با وبلاگی به نام " مرد صیغه ای" آشنا شدم و
حین مطالعه پست ها و نظرات آن با نظرات کاربری به نام "مبهم" مواجه شدم
که با دیدن چند نظر ایشان کنجکاو شده و با مطالعه پست های قدیمی تر ...
؛
بله ایشان همان "مبهم" این وبلاگ بودند (عاشق ناصر- سن و سال و ...) و
جالب این که در همان حالی که گروهی را در این وبلاگ سرکار گذاشته بودند
(پشیمانی- اظهار عشق وحشتناک – خودکشی از عشق ناصر و ...) در آن یکی،
خیلی ریلکس و عادی از امکان "ازدواج یک خانم 19 ساله با یک مرد 35 ساله"
پرسیده بودند (که در این وبلاگ محترم از خواستگاری ایشان-همان مرد
پاستوریزه و بزرگوار که سعی بلیغ! در بازگشت ایشان به آغوش ناصر جانشان
داشتند- از طریق خواهر پاک دستشان! و رد شدید ایشان با ادعای عشق انحصاری
به ناصر خان صحبت کرده بودند )
و این که ناصر خانشان هم در حال تجدید فراشند! و ... (برای اطلاعات
تفصیلی، علاقه مندان می توانند به منبع یاد شده مراجعه کنند)
ختم کلام:
غرض من جستجو در احوالات یک زن فریب کار و ... نبود (اطلاع یاد شده کاملا
تصادفی بود) ؛ که آگاهی بخشی به گروهی از کاربران ساده اندیش این وبلاگ
است که از امکان تنبه و توبه و توجیه و بازگشت فرد "خائن" سخن ها رانده و
دفاع کرده اند.
دوستان محترم دوباره می گویم:
1. خیانت با هیچ دلیلی قابل توجیه و گذشت واقعی نیست
2. خیانت به هیچ وجه قابل جبران نیست
3. هیچ ضمانتی مانع خیانت مجدد خائن نیست و این فرد همواره توجیهات خود
را خواهد داشت و همیشه تشنگی تجربه رابطه ای جدید با اوست.(و حتی با
اقدام به بخشش او روح فاسدش اعتماد به نفس بیشتری خواهد یافت و با
اطمینان از وابستکی طرف مقابلش، حتی ممکن است طلبکار هم بشود!)
و در آخر یک نتیجه گیری منطقی برای خائنین محترم!:
دوستان عزیز خائن لااقل نام کاربری و محتوای یادداشت هایتان را در سایت
های مختلف جوری تنظیم کنید که یک کاربر تصادفی مثل من به این راحتی مچتان
را نگیرد.
مدیریت وبلاگ: فرج الله عزیز گفته های شما متین , ولی به نظرتون در حال حاضر اگه قرار باشه طرف خائن بخشیده نشه(بار اول) فکر کنم 90 درصد خانمها ی جامعه الان طلاق گرفته و در منزل پدری تشریف داشتن؟؟!!! یا مردها دراین مورد مسلمون میشدن و به اسم صیغه کرده ایم وارد دادگاه میشدن و زن بدبخت باید یا با هوو کنار میومد یا بدون مهریه راهی خانه ی پدری میشد!!!! از طرفی اگه خیانت کننده زن بود که سنگسار میشد و توی قبرستون.................... آقای فرج الله در هر زمان و مکان و جامعه و فرهنگی راهکارها با هم متفاوت هستن ...
وکسی که عادت به خیانت داره و... من یا شما هرچقدر هم نصیحت کنیم و..... راه به جایی نمیبریم , شاید در اینجا چنددرصدی مثل این موردی باشه که شما گفتید والی کسانی هستند که با راهنمایی های دوستان از تصمیم گیری عجولانه و غیر منطقی صرف نظر کردن و.......