توسط:ناراحت
| جمعه 12 مهر1392 ساعت: 13:39 | توسط:فرزاد | ||||
| اگر بار اولشه حرفشو باور کنید بنظرم این بهترین راه حل باشه | |||||
----------------------------------
| شنبه 13 مهر1392 ساعت: 11:5 | توسط:فاطمه | ||||
| خیلی سخته چون منم تو همچین موقعیتی بودم والان یا گذشت سه سال از اون موضوع وقتی اتفاقی دخترو جایی میبینم باز به شوهرم مشکوک میشم با اینکه میدونم دیگه هیچ رابطه ای باهم ندارن سخت تراینکه دختره از اقوام دورمونه .این دوره شده پراز گرگ ای میش نما باید چارچنگولی مواظب شوهرامون باشیم(مردا به خاطر اینکه خودشونو تبرئه کنن همه دروغی میگن ما هم مجبوریم که باور کنیم درصورتی که مقصر اصلی خود شونن اگه به دخترا رو ندن که رابطه برقرار نمیشه هر کاری هم که بکنیم ذات مردا تنوع طلبه نمیشه کاریش کرد دوست عزیزم ایشالا که همه چی درست میشه وروزگارت بر وفق مراد پیش میره | |||||
-------------------------
| شنبه 13 مهر1392 ساعت: 11:39 | توسط:آرزو | ||||
| سلام عزیزم مواظب باش نمی خوام ته دلتو خالی کنم ولی بدون از همین جاها شروع میشه مردی که تونست خیلی راحت با مزاحمش حرف بزنه یعنی یه جای کارش میلنگه من همیشه با شوهرم سر اینجور مسائل درگیرم اینجور آدم ها خیلی زود خطا میکنن شاید از سر دوست داشتن طرف مقابل نباشه ولی فقط دوست دارن سر گرم بشن اینم یه جور مریضیه دیگه | |||||
--------------------------
| شنبه 13 مهر1392 ساعت: 13:35 | توسط:یکی مثل تو | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
همیشه همه چیز از اینجا شروع میشه و یکی به روابط دیگری شک میکنه. درست همون اتفاقی که برای من افتاد. ولی من مثل تو رفتار نکردم. صبر کردم و سر از همه چیز درآوردم. البته راحت هم نبود و خیلی بهم سخت گذشت. برات متأسفم! ---------------------------------------
-------------------------------------
-------------------------------------------
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 12:20 توسط امير
|