توسط:بهناز
| توسط:بهناز | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
من 3.4 ماه پیش توی این وبلاگ کامنت میذاشتم واز آشناییم با یه مرد 41 ساله ی متاهل میگفتم واینکه خودم 23 سالمه! ----------------------------
---------------------------
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||
---------------------------------
| توسط:بهناز | ||||||||||||||||||||||||||
|
سلام
-----------
-------------------
| ||||||||||||||||||||||||||
نمیدانم
مردی که زنی رو با دوز وکلک به بستر می برد
فردا غسل جنابت می کند
یا
غسل جنایت
توسط:سرمه به میرای عزیز ...
| سلام میرا جان ... من نه قصد دارم جامعه را اصلاح کنم نه انتظار دارم شما چنین کاری انجام دهید هدف من این است که به عنوان یک همجنس ... یک دوست ... یک هم وطن بهت بگم میرای عزیز اون چیزی که تو بهش می گی آزادی اسمش آزادی نیست ... باور تو این است که عاشق کسی بودن به معنای مالکیت داشتن روی اون مرد با زن نیست .... قبول ! ولی اینکه می گویی مانع آزادی او نمی شوی مرا آزار می دهد من منظورت را از اینکه تو همسرش بودی و دیگران تفنن و سرگرمی درک نمی کنم ! همه هدف من این بود که این باور و ذهنیت را از تو دور کنم .... که بهت بگم شاید بشه با بقیه دروغ های زندگی کنار اومد ولی با خیانت نه !!!! چون خیانت بزرگترین دروغ دنیاست ... ولی با همه این تفاسیر اگر تو این طوری آرامتری !!!!!!! حرفی نیست ولی به قول خودت در کنار آرامش واقع بین باش | |||||
توسط:میرا به سرمه
| فرمایش شما صحیح سرمه جان....بفرمایید راه حلش چیست؟ امثال شوهرم را بکشم یا خودم را؟ قانونگزارم یا حاکم شرع؟ زنهایی که دچار چنین مشکلی هستند چه می کنند؟ مگر نه اینکه نهایتا دنبال راهی برای آرامش خودشان می گردند؟ خب هرکس این ارامش را از روشی برای خودش پیدا می کند. کدام قانون جنگل؟ بیا واقع بین باشیم. مردانی که مورد بحث ما هستند موجوداتی عاقل و بالغند. زنهایی هم که تن به این روابط می دهند مسلما به زور و ارعاب نبوده و نیست.اگر به نظرت مردی در سنین بالای 30 هنوز عاقل و بالغ نیست پس با موجودی عقب مانده طرفیم که اصلا ارزش بحث ندارد. اما این مردان کاملا به عمل خود واقفند. چطور می خواهی جلوی مردی این چنین را بگیری که در سلامت کامل عقلانی کجراهه می رود؟ اینها زنان و مردان آزادی هستند که حق انتخاب دارند.حالا تو چطور می خواهی برایشان محدودیت بگذاری؟ تاکیدم روی "توست" و اینکه کاری از دستت برنمی آید.واقع بین باش. مرسی از توجهت | |||||
توسط:سرمه به میرای عزیز ...
| توسط:سرمه | |||||
| اون زن یا مردی که از همسرش خیانت می بینه و به قول شما بال بال! می زنه هم برای همسرش آزادی قائله ... شاید حتی بیش از شما ... با این تفاوت که تعریف واژه " آزادی " در ذهن من و امثال من ،متفاوت با باورهای شخصی شماست . هیچ انسانی حق نداره مانع آزادی دیگران حتی همسر خودش بشه ولی خانم عزیز اون چیزی که شما اسمش را گذاشتید " آزادی " بهش می گن قانون جنگل ! قانون توحش ! "آزادی " یعنی بهره مندی از کلیه حقوق انسانی به جز مواردی که به دیگران زیان یا خسارتی وارد کنه !!! خیانت همسر شما و امثال ایشان داره یه جامعه را به کثافت می کشونه ... این مساله مشکل من و شما نیست یه معضل اجتماعی است که باید بهش رسیدگی بشه ... والا به جای یک جامعه سالم ، یه جنگل داریم که هرکسی آزاد واسه هر کاری که دوست داشت !!!!!!!!!!!!!!!!! چرایی باورهایتان به شخص خودتان مربوط است ولی فراموش نکنید خود شما با بیان اعتقادتان در این وبلاگ اجازه نقد و بررسی به دیگران داده اید چون اساسا این وبلاگ با همین هدف ایجاد شده ... با آرزوی بهترین ها برای شما ... | |||||
توسط:میرا به فکر
| فکر جان من نه خطرناکم نه از خصائص زن بودن به دورم. هیچ طرح و توطئه های هم برای به فساد کشاندن دنیا!!! ندارم. وجودم هم همیشه پر از احساس ارامش بوده چون زن مستقلی بودم و هرکس را مسئول و پاسخگوی اعمال خودش می دونم. اگر همسر من دوست داشت با زن دیگری ارتباط داشته باشه برام مهم نبود چون "من" همسرش بودم و مثل روز برام روشن بود که دیگران تفنن و سرگرمی ای بیش نیستن. به امید هدایت همه مان. | |||||
توسط:میرا به سرمه
| سلام سرمه جان هدفم که تذکر بود برای سر و سامان دادن به مطالب وبلاگ که گویا بی فایده هم بوده چون همچنان به روال سابق هست. اما درمورد سوالت نمی دونم شاید تعریف من از عشق غلط باشه و واژه عاشق هم درست نباشه فقط می دونم هیچوقت عشق برام به معنی تملک نبوده. وقتی هم این احساس نیست برای طرف مقابلم آزادی قائلم. البته اصلا منظورم تایید رفتار خودم یا همسرم نیست چون بهرحال زندگی مشترک تابع قوانین خاص خودشه و دست کم هر دو طرف باید در اصول اخلاقی مشابه باشن و بهش مقید باشن من فقط خواستم وضعیت خودمو شرح داده باشم. هیچ خانمی را هم تشویق نمی کنم که مثل من فکر کنه چون شاید حسادت و احساس تملک و بال بال زدن و نهایتا مثل طرف مقابل خیانت کردن یا افسرده شدن از این احساس بهتر باشه.قربان تو:میرا | |||||
جواب به رهایی سخت نیست...........................
| توسط:سیما | |||||
| سلام عجب وبلاگ زیبایی دارید من که خیلی خوشم اومد اگه نظرمو در مورد رابطه یک مرد متاهل با دختر باکره بخواید میگم اینجور کسانی که ادعای عشق رو دارند آبروی عاشق را برده اند هرگز این دو نفر عاشق نیستند بلکه هردو هوس بازند عاشق با عارف یک پله تفاوت دارد کجای این عشق عرفان دارد تمام این عشق که اینها دارند هوس است نه عشق | |||||
جواب به میرا
| توسط:سرمه | |||||
| سلام میرا جان ... هدفتون رو از گذاشتن این مطلب درک نکردم !!! یعنی چی که عاشق همسرتون بودید و به روابطش با زنان دیگه حسودی نمی کردید !!! با نهایت احترام باید بگم یا تعریف ذهنیتون از واژه " عشق " اشتباهه یا واژه " حسادت | |||||
جواب بازدید کنندها
| توسط:ناشناس | |||||||||||
| به نظرم شما فقط داري شعارميدي و خودت رو گول ميزني ،صد در صد ته دلت افسرده اي .البته سبك زندگي ايراني و سنتي بودن اين رو به زنهاي ما آموزش ميده كه خودتون ر وفراموش كنيد و براي حفظ مردها از حق خودتون بگذريد. | |||||||||||
|
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جواب به میرا
| |||||||||||
توسط سمانه
مديريت وب : سلام سمانه خانم من نميدونم كي براي شما پيام داده و چي به شما گفتن ولي من مدتي نبودم خب مدير وبلاگ خود منم شما ميتونستي بدون گذاشتن ادرس ايميل يا ادرس وب پيامتو ن رو ميذاشتي كه كسي مزاحمتون نميشد
-------------------------
توسط:سمانه
مدیریت محترم وبلاگ خیانت جوابت کو یا من ندیدم یا تو نفرستادی تا منو از شک در نیاری بیخیال وبلاگ نمیشم با اعصاب من بازی نکنید حداقل جواب منو بدید این وبلاگو واسه هوا درست نکردیدکه بهش رسیدگی کنید فکرکنم خودش از همه کثیف تر باشه اصلا حذفش کن
توسط:سمانه
من هنوز منتظرم مدیر وبلاگ خودشو معرفی کنه چرا مخفی کاری نکن که وبلاگت مسدود شه بهتون گفتم به من یه پیام خیلی زشت اومده بعد از اینکه ارتباط برقرار کردم با وبلاگ شما من به این وبلاگ اعتراض دارم با مدیریت کاردارم
مديريت وب بخاطر توهين هاي كه به من كردي واقعا ازت ممنونم جوابتو ميزارم به عهده بازديد كننده هاي وب
| توسط:رزیتا | |||||
| بیچاره مدیریت وبلاگ شاید اتفاق زمانی باعث شده شک کنی...اگه اینطوری که تو فکر می کنی اقا امیر مدیریت و وبلاگشون ایراد داشت از سال 87 پا برجا نمی موند تا حالا مسدود شده بود.... | |||||
توسط بازديد كننده ها
سلام من خانمی هستم که شوهرم بارهابه من خیانت میکرداوائل خیلی برام سخت بود ونمیتونستم تحمل کنم امابه خودم هم خیلی پیشنهاددوستی میشداونم ازجانب افرادفرهیخته مدتی قبول نکردم اما بعدابایه آقای دکترمتاهل دوست شدم فقط به خاطرلجبازی باهمسرم الان 4 ساله باهاش دوستم وخیلی آرامش پیداکردم
نمیدونم کارم درسته یانه لطفاراهنماییم کنید؟ضمنادنبال هرزگی نیستم فقط همین به خاطراینکه عشقهایی روکه دوست داشتم به همسرم تقدیم کنم واون بابدرتاری قبول نمیکردتقدیم این فردمیکنمواون هم خیلی خوبه
-------------
توسط:آذین
سلام دوستان ترو خدا کمک کنین من 9 ماهه ازدواج کردم ولی الان 1 ماهه با همکارم رابطه داریم ما عاشق هم شدیم در ضمن همکارم متاهله ما حتی ... داشتیم من آدم کثیفی شدم میخوام خودمو نجات بدم ولی نمیدونم چه جوری کمکم کنید...
دوستان
---------------------------------------------
سط:سرمه
زندگی می گذره ...
از نظر همسرم همه چی آرومه ... خیلی خیلی آروم
ولی روح و قلب من ، هنوزم درد می کنه
نه
به خاطر درک این مساله که همسرم هیچ وقت عاشقم نبوده یا به خاطر عشق اولش
یا بهتر بگم تنها عشقش بهم خیانت کرده ،فقط و فقط به خاطر توهینی که به
انسان بودنم شده ...
اهانتی که به من شده ...
خیلی سخته که دیگه نتونی همسرت را دوست داشته باشی ولی به خاطر برخی از مسائل باهاش زندگی کنی ! من نمی تونم ببخشمش ! هرگز !
برام سخته اینطوری ادامه بدم ولی مجبورم ...
به خاطر خیلی چیزا مجبورم ...
ولی دیگه نمی تونم از با او بودن لذت ببرم و این از مرگ تدریجی سخت تره ...
---------------------------------------
هستی
----------------------------
| توسط:مهتاب | |||||
| سلام به هستی عزیز من مثل تو هستم فقط صبر ارامم میکنه ومطمینم خدا به زودی انتقا میگیرد | |||||
سخن مديريت وبلاگ
اينكه چند مدتي نبودم از همه دوستان عزيز معذرت
ميخوام