یکشنبه 28 مهر1392 ساعت: 15:11 توسط:سيما

تمام صحبت هاي شما درست و متينه - اما اينكه مي فرماييد وقتي امكان ادامه ندارد جدا شوند با اينكه موافقم ، به عنوان يك خانم كه در جامعه به قول شما در حال گذار زندگي مي كنم مي بينم كه مخصوصا براي خانمها طلاق كار ساده اي نيست. نداشتن امنيت مالي و عاطفي پس از طلاق - از هم پاشيدن خانواده و نگراني براي فرزندان - نگاه جامعه به زن مطلقه - سرنوشت كودكان طلاق و همه اينها چيزي نيست كه يك زن به راحتي بتواند با آن كنار بيايد. اگر همه مي توانستند بسوزندو بسازند كه اين همه خيانت صورت نمي گرفت. به نظر من يك كار فرهنگي عظيم و تحول چشمگير بايد در جامعه ما شكل بگيرد.
--------------------

توسط:زىبا      یکشنبه 28 مهر1392 ساعت: 18:59

على آقا ممنوت از مطلب قشنگتون.
من فقط ىک سىوال داشتم. شاىد شما و بقىه آقاىون که همجنستون رو بهتر مى شناسىد بتونىد سىوال من رو جواب بدىد
ىک مرد چطور مىتونه به زنش اظهار علاقه کنه و بگه دوستش داره و در آن واحد با ىکى دىگه رو هم برىزه و با اىنکه اهمسرش از رابطه اش مطلع شده ولى با انکار و دروغ و دغل بخواد رابطه نا مشروعش رو نگه داره! چطور مىتونه بگه زنش رو دوست داره و اون رابطه موازى همسرش رو نابود مىکته ولى باز به کارش ادامه بده. اگه واقعا رابطه دومش براش مهمه چرا دست از زن اولش نمىکشه و هر جور شده مىخواد نگهش داره! من واقعا درک نمىکنم.چطور مىشه در آن واحد قربون صدقه دو تا زن رفت.
البته من در مورد مردى صحبت مىکنم. که آدم صادقى بوده و اهل هرزگى نبوده. مردى که خود من به نجابتش همىشه افتخار مىکردم. مردى که ادعا مىکرد دوستم داره. مردى توى زندگىش به ندرت دروغ مىگفت.
چرا اکثر مردا فکر مىکنند شىطنت حقشونه و زنان باىد درک کنند و فقط روش ماله بکشند.
آىا اىن در مورد خودشون هم صدق مىکنه و اگه زنشون شىطونى کنه ازش مىگذرند و مىبخشند؟
ممنون مىشم اگه جواب سىوالم رو بدىد. و همىنطور بقىه آقاىون.
---------------------

توسط:رامین      دوشنبه 29 مهر1392 ساعت: 11:2دقیقا با سیما خانم موافق هستم ، صحیح و منطقی نظر دادن

علی آقا 
با بیشتر حرفات موافقم
ولی اون قسمتی که خیانت مردها رو زمینه ساز خیانت زنان توصیف کردی و عمومیت دادی کاملا مخالفم

چه بسیار زنهایی که تو همین وبلاگ اومدن نظر دادن و به خیانت خودشون اقرار کردن بدون اینکه شوهرشون خبر داشته باشه یا چیزی براشون کم گذاشته باشه

شاید آمار مردها تو این زمینه بیشتر باشه ولی نمیشه مردها رو 100% زمینه ساز دونست
عوامل بسیاری دخیل هستن
------------------------------------------

توسط:علی       دوشنبه 29 مهر1392 ساعت: 15:8سلام مجدد
فکر کردم شاید مدیریت محترم وبلاگ مطلب منو تایید نکنه! ممنون. ولی گفتم اگه هردفعه خانم های خیانت دیده داستان زندگی خودشونو تو وبلاگ بذارن یک مقدار فضا روتین و تکراری میشه. البته ممکنه یکم بدآموزی هم داشته باشه!پس بعضی وقتا اگه مطالب علمی و حتی یک نظر شخصی درباره خیانت در زندگی هم تو وبلاگ باشه هم بهتره و هم فضا رو متنوعتر میکنه.چون هدف "بررسی" مسئله خیانت است نه صرفا دردودل کردن.باید ریشه های خیانت بیشتر کشف بشه تا بتونیم اونو ریشه کن کنیم.اگه مشاوره دوستان هم حرفه ای تر بشه بهتره و مطالب صادقانه و بدون توهین و بیطرفانه بیان بشه.من خودم به سایتهای انگیسی زبان هم مراجعه میکنم و اگه مطلب بدردخوری بود با اجازه مینوسیم.هدف من هم فقط رضای خدا و کمک به همنوعان خودم است.اگه کیفیت وبلاگ بهتر بشه و مطالب بروزتر و پویاتر، اثربخشی کار ما هم بیشتر میشه.در صورت امکان تبادل لینک هم کنید! بازهم نطرسنجی بزارید.استقبال بیشتر هم میشه.رتبه گوگل شما هم بالاتر! اینا فقط پیشنهاد بود.اجرت با خدا

در پاسخ خانم سیما هم باید بگم درست میفرمایید ولی اگر قرار شد پاسخ خیانت با خیانت باشد، بنظر من جدایی به صرفه تر و بهتره. مگر اینکه با پاکدامنی در آن زندگی فاقد اعتماد بسازیم و بسوزیم. البته بگم بعضی از همسران خیانت دیده با مراجعه به مشاوره، تونستند جبران کرده و زندگیشونو حتی بهتر از قبل هم کنند! ولی درصد کمی این توفیق را داردند!
خیلی از خانم ها هم در حال حاضر کار و درامدی حتی بهتر از آقایان دارند و این شدنی است. ولی مقصر بعضی خانم ها هستند که خود را اسیر و نیازمند به شوهر میکنند مثلا بخاطر شوهر خود را بیکار میکنند و ... در جامعه در حال گذار باید زن هم مستقل باشد تا در مواقع بحرانی وابسته مطلق به شوهرش نباشد. البته خوشبختانه فضای جامعه ما هم بنفع زنان در حال تغییر است. و شاهد عادلانه تر شدن تساوی حقوق زن و مرد خواهیم بود.مثلا در طلاق. و حضانت فرزندان. ولی باز میگم که چرا با چشم باز ازدواج نکنیم و پیشگیری به از درمان است. خدا هم به شما صبر دهد و کمکتان کند. خدانگهدار
-----------------------

پنجشنبه 2 آبان1392 ساعت: 11:24 توسط:خنگول
به نظر من به جای شعارهای آبکی و موروثی که ازدواج دین رو کامل میکنه و سنت پبمبره و ---- باید فلسفه ازدواج و تشکیل خانواده برای جوانان دم بخت روشن بشه از مسولیتی که باید به عهده بگیرند مطلع با شند و بفهمند برای ازدواج بلوغ فکری لازمه نه سن و سال اگه با ازدواج دین کامل میشد امثال همسر من با ازدواج به انواع کثافت بازی روی آوردند آیا دینشون کامل شد یا به درجه ی چهار پایان سقوط کردند اگه امثال ایشون ازدواج نکنند با زنهای مطلقه (به همه ی مطلقه ها توهین نمی کنم اهل حالاش )با شند هم تنوع دارند هم دل کسی رو نمیشکنند هم بچه ای رو این وسط سرگردان نمی کنند و ------- شاید به قول داش رضا ثواب هم ببرند