جمعه 12 مهر1392 ساعت: 11:34 توسط:احسان

سلام امیر خان منم مشکل شما رو دارم . این دوراهی داره دیوانه ام میکنه . همسر من هیچ مشکلی هم نداره . من خودم خسته شدم و پشیمون از ازدواج . واقعا تا این شرایط رو نداشته باشی نمیشه درکش کرد. موندم چیکار کنم واقعا .

 

----------------------------

پنجشنبه 11 مهر1392 ساعت: 18:48

توسط:فرزاد

بهتره مشکلتون رو مطرح کنین با همسرتون و یه مشاور میتونه بیشتر بهتون کمک کنه

 

----------------------------------

پنجشنبه 11 مهر1392 ساعت: 14:7

توسط:گلبرگ

سلام.بعضی از ادما ظرفیت پولدار شدن رو ندارن.حالا اگه مرد باشه میره زن میگیره ویا فاسد میشه اگه زن باشه میره دنبال رفیق بازی وبی توجهی به شوهرش.داداش گلم نگفتی چرا به زنت حساس شدی؟؟؟کاش بیشتر توضیح میدادی تا کمکت کنیم.من با یه خانم دوستم که چون استقلال مالی داره اصلا شوهرش رو ادم بحساب نمیاره.منم بهش اعتراض کردم بهم گفت اصلا از هیچ نطر به شوهرش محتاج نیست واسه چی بهش احترام بذاره.میگه من ضد مرد هستم.اگه میشه بیشتر توضیح بدین.

-------------------------------------------

پنجشنبه 11 مهر1392 ساعت: 11:52 توسط:بنده خدا
سلام
دیدم توی پست اسم نو نزده و فکر کردم شاید دوستان یادشون رفته باشه
من همون بنده خدا هستم
که تو پستهای شهریور سرگذشتمو نوشتم

----------------------------------------

پنجشنبه 11 مهر1392 ساعت: 13:50 توسط:رامین
شما خودت ایراد کار خودت رو میدونی

سعی کن دنبال راه حل بگردی ، به این سادگی حرف طلاق رو وسط نکشید

همه چیز باید به اندازه باشه ، حتی پول درآوردن و خرج کردنش

وقتی که از اندازه خارج میشه و استطاعت مالی حاصل میشه ، فکر آزاد میشه و به دنباله تامین نیاز هایی میره که به خوبی تامین نشده

کم کم پرداخت ها به ایشون رو کم کنید و به سطح معقولی برسونید

باهاش صحبت کنید و به مشاور مراجعه کنید

خیلی ها هستن که آرزوی زندگی با شرایط شما رو دارن

--------------------------

جمعه 12 مهر1392 ساعت: 14:23 توسط:بنده خدا
دوستان عزیز سرگذشت من اینجاست
http://www.abr1383.blogfa.com/9206.aspx
به نام بنده خدا

---------------------------------

شنبه 13 مهر1392 ساعت: 8:8 توسط:ساحل
مغرور از خود راضی ,بدون هیچ دلیلی از زنت بدت میاد این نشان تنوع طلبیه واقعا که باید فقیر تر میشدی تا ثروتمند
ی روزی یه پادشاه با زنش داشته از وسط شهر رد میشده همه ی زنا با شوهراشون واستاده بودن پادشاه از هر جا رد میشده میگفته کاش زن این مرد ,زن من می بود این بهتره .در این بین یکی از همون مردا میگفته کاش زن پادشاه زن من میبود!!!!!!!!!!!!!!!!بازدر این بین یه ادم داناتر از اینا بوده اومده چند تا زرده ی تخم مرغ گذاشت وسط به پادشاه گفته از همش بخور (حالا دقیق نمیدونم کجای زرده ها فرق میکرده میگن یه زرده قرمز تر بوده ,یه زرده زردتر یکی رگه های خونی داشته,خلاصه فرق میکرده)پادشاه خورده پرسیده چه فرق داشت مزش باهم پ,ادشاه گفته هیچی مثل هم بود باز پرسیده چطور مثل هم بود زرده ها فرق میکنه گفته فرق بکنه مزش یکی بود بعد مرده گفته خوب جناب پادشاه بی مغز زنا هم همینطورین شاید فرق کنن ولی مزشون یکیه پس قدر بدون زنت باش که بعدا حسرت نخوری .

------------------------------

شنبه 13 مهر1392 ساعت: 14:18 توسط:فرسیما
سلام دوستان ...شمامشکل رو نگفته من گرفتم منم درست همین احساس رو دارم خیلی خوب درک که هیچ لمست میکنم حرف دلمو زدی ازت ممنونم..

---------------------------------

شنبه 13 مهر1392 ساعت: 17:28 توسط:حدیث
سلام بنده خدا، دوستمون گلبرگ راس میگه شما در مورد همسرتون بیشتر توضیح ندادین فقط اشاره کردین که مستقل مالی شده و عدم نیاز به شما رو ادعا میکنه.... خودم یه زنم نمیخوام توهین به هم جنسم کنم اما خدای مهربون تو سوره ی نور یا نساء یادم نیست که اشاره کرده اموال خود را در اختیار زنانتان نسپارید. البته من یکی از تحقیقات درسی من در همین مورد بود. موشکافی در این مورد که کدامین زنان؟ حتما همسر گرامی شما همان جزو اشاره شده ی خداونده... و اینکه مدام به این نکته تاکید داشتین که از لحاظ مالی چیزی کم نذاشتین ، در مورد مسایل عاطفی چطور؟ بیشتر سرچ کنین... به راحتی حرف از تنفر نزنید. اون فرشته ی بیگناه رو از داشتن یکی از ستونهای محکمه بودنش، محروم نکنید....

------------------------------------------

یکشنبه 14 مهر1392 ساعت: 20:27 توسط:بنده خدا
ممنون از نظرات همه
رامین عزیز: به نظرت میشه خیانت رو فراموش کرد؟
احسان : خوب درک میکنم
گلبرگ: اینجا مفصلا توضیح دادم مشکلم رو با نام مستعار (بنده خدا)
فرزاد: مشاور که نه باید برم پیش روانشناس دارم دیوونه میشم
ساحل: نمیدونم چرا متهمم کردی اما کاش اول ماجرا رو به صورت مفصل میخوندی در همون ادرسی که داده بودم
فرسیما: امیدوارم برای هیچ کس مشابه من پیش نیاد
حدیت : در مورد مسایل عاطفی باید بگم اصلا کم نزاشتم یک حامی به تمام معنا از لحاظ عاظفی و حامی در مقابل همه تا جاییکه با تمام خانواده ام به خاطر ایشون قطع رابطه کردم و صد البته الان بسیار پشیمانم
مشکل من خیانت ایشانه
نه یک بار بلکه چند بار
چت تلفن اس ام اس
اونم با ادمهایی که من حتی به عنوان کارگرم قبولشون نمیکنم

---------------------------------------------------

یکشنبه 14 مهر1392 ساعت: 21:58 توسط:Bitafavot
Man am az shoharam motenaferam,albateh be khater tamam balahayee hast ke saram avordeh .az hameh badtar bi gheyratish hast,aghe 11 shab ham biam khoneh nemiporseh koja bodi,barha bahash sohbat kardam,goftam berim moshavereh,goft man to khodam moshkeli nemibinam to boro,kholaseh ta be jayee residam ke be khodam gabolondam in ye hamkhonast,pas man zendeghi khodamo bekonam,hala ke majboram,azab vejdan ham aslan nadaram,talashamo kardam,vali gheyrat tazrighi nist,khososan vaghti ahle........bashid,bezar onam ba on tarafesh khosh basheh

-------------------------------------------------------

 

دوشنبه 15 مهر1392 ساعت: 20:26 توسط:حدیث
سلام بنده خدا.... متاسف شدم از خیانت همسرتون... دیگه چیزی برا گفتن نمیمونه.... امیدوارم خدای عزیز هر چه زودتر آرامش رو بهتون برگردونه.... چه تصمیمی دارین؟ ببخشید اگه میپرسم

-------------------------------------

سه شنبه 16 مهر1392 ساعت: 9:11 توسط:ساحل
بنده خدا جان تقصیر خودت بوده از اول وقتی زنت چت میکرده تا ساعت 2ومیگفته ارامش میگیرم !!!!!بایدهمون ساعت 2 اینو از خونت بیرون میکردی تا حساب کار دستش بیاد .باید همون اول اشاره میکردی اون بنده خدا هستی .

----------------------------------------------------------------------

 

جمعه 19 مهر1392 ساعت: 12:1 توسط:شیرین
این زن قدر تو رو نمیدونه .این زن دیگه به درد نمیخوره.بنظر من اگه باهاش بمونی بخودت خیانت کردی.عمرت تباه میشه

---------------------------

جمعه 19 مهر1392 ساعت: 18:54 توسط:رضا
منم مشکل مشابهی دارم. دارم دیوونه میشم، البته خدا رو شکر بچه ندارم. بعدا تو یه پست جدا داستان کامل زندگیمو میگم و مطمئنم خیلی براتون سوزناک خواهد بود امیدوارم بتونید کمک کنید با نظراتون.

 ----------------------------------------

دوشنبه 22 مهر1392 ساعت: 8:56 توسط:گلبرگ
بنده خدای عزیز سلام.دوباره اومدم بگمداداشم زن یا مردی که یکبار خیانت کرد دیگه رفت واسه خودش.اگه با اب زمزم هم اونو بشورن باز پاک نمیشه.میدونی چرا؟؟؟چون خاطره های اون رابطه تا پایان عمرش از یادش نمیره وتو فکرش هست.داداشم بهتره باهاش اتمام حجت کنی.