یکشنبه 27 مرداد1392 ساعت: 21:35

توسط:گناهکار

ینی انقد زندگی مشترک بی ارزش شده،آدماهیچکاری واسه بهترشدنش نمیکنن وفقط آگاهانه کاری میکنن ک خودشون باعث ازهم پاشیش شن خودشون میشن مایه سلب آسایش خودشون اینجورآدما ب نظرم خودآزارن،من باوجود کمبود توجه ومحبت از طرف شوهرم وجدانم قبول نمیکنه ک کسی رو ب زندگی مثلن مشترکم راه بدم هرچندم این زندگی دربو داغون باشه بازم حریم شخصی منه،هرکی ریکوإست میده فوری حذفش میکنم فقط با اکیپ دوستام چت میکنم،ولی شوهرم براش وفاداری من مهم نیست و با کاراش وچتبازیاش تحقیرم میکنه،ب خداحق آدمایی مث من این نیست..

 

---------------------------

 

دوشنبه 28 مرداد1392 ساعت: 11:17

توسط:خنگول

خانم گناهکار طرز فکرت رو عوض کن شوهرت خودش رو تحقیر میکنه نه تو رو من اول مثل شما فکر می کردم حتی بدتر خانم هایی که با همسرم رابطه داشتند می شناختم هر از گاهی که می دیدمشون با خودم فکر می کردم الان با خودشون چه فکرهایی نمی کنند حتما فکر می کنند من هالو هستم و نمیدونم اما اتفافاقاتی برام افتاد که فهمیدم اونا اینقدر احمق و بی ارزشند که هیچ فکری نمی کنند اصلا شعور و منطق ندارند و اینقدر درب و داغونند که قابل ترحمند تو کرامت انسانی خودت رو حفظ میکنی و قدر و ارزش خودت رو میدونی و این حکایت از روح بزرگ و سلامت جنسیه مگه با یه مرد دیگه باشی و ازت سو استفاده بشه چی درست میشه غیر از اینه که تو هم لنگه ی همسرت میشی با اعتقادات خودت زندگی کن مطمئن باش آرامشی که تو دنیای امثال ما وجود داره به صد تا زندگی همراه با دروغ و ریا و هوس می ارزه موفق باشی به فکر پرورش روحت باش دختر جون

-----------------

دوشنبه 28 مرداد1392 ساعت: 14:23

توسط:خنگول

ما یه وابستگی داریم یه عشق اینا دو مقوله ی جدا هستند که همیشه اشتباه فهمیده میشن وابستگی یه بیماریه اما علایمش شبیه عشقه دوست دارم خودتون تحقیق کنید و فرقش رو پیدا کنید همه ی کسانی که با بیمارهای جنسی و معتادین به الکل و مواد در گیر میشن دچار این اختلال شخصیتی میشن و به خودشون خیلی آسیب می رسونند حتما در موردش مطالعه کنید به نتایج جالبی می رسید

--------------------------

دوشنبه 28 مرداد1392 ساعت: 18:45

توسط:گناهکار

سلام ممنون از خنگول بابت نظرای خوبت.راسش ب جایی رسیدم ک فک میکنم شوهرم نمیتونه فقط با ی نفر باشه هرچند ک با خود منم نیس ولی ب خاطرخیانتش آبرو براش نموندولی نمیدونم چرابراش مهم نیست ودرس نگرفته.من دوسش دارم وبهش وابستم میخوام فقط مال خودم باشه چون من فقط مال اونم،شوهرم جدایی میخواد ولی من مصرم ب این ک حداقل تلاش خودمون رو واسه تغییر کردن واسه حفظ زندگیمون بکنیم..ما الآن مث دوتاغریبه زندگی میکنیم،خیانت از اون بوده حالا این ک منو ب خاطرحرفایی ک سرخیانتش بهش زدم نمیبخشه هیچ ب خیانتاش هم داره ادامه میده اصن براش مهم نیس ک زندگیشو سر همین کاراش ازهم پاشوند اصن انگارهیچکس وهییچ چیز براش مهم نیس حتی خودشو آبروش فقط بلده انکارکنه دروغ بگه

-------------------------------------------------------------------------

چهارشنبه 30 مرداد1392 ساعت: 10:57

توسط:شبنم

هميشه وابستگي به خاطر مسائل جنسي نيست گاهي عاطفي است شايد نشه اسمش را عشق گذاشت چون عشق از شناخت و آگاهي مي ياد ولي وابستگي پركردن نياز عاطفي هست و بزرگترين علت خيانت در خانمها اين هست كه از نظر عاطفي از شوهرشون سيراب نشدن يا خلاء هايي كه از دوران نوجواني دارن به گونه اي مي خان پر كنند. نديديد دختر يا زن جواني كه به مرد مسن تمايل پيدا مي كنه ؟ علتش مسائل جنسي نيست اون مي خواد خلاء هاي كودكي و نوجواني و بي محبتي از پدرش را پر كنه حتي اگر خودش آگاهي نداشته باشه