توسط:سوفیا

پنجشنبه 23 خرداد1392 ساعت: 11:49

توسط:شادن

سوفیای عزیز همیشه همین طوره.عشق اول و دوران بیخیالی یه چیز دیگست.ولی تضمینی نداره اگه الانم با اون بودی خوشبخت بودی.شاید حالو روزت بدتر از این بود.به نظرم به زندگیت بچسب و سعی کن از همین زندگی لذت ببری.چیزی که گذشته قابل برگشت نیست و فکر کردن بهش فاییده ای نداره.

--------------------------------------------

توسط ساناز
سلام سوفیا جان .منم با شما همدردم  .به اجبار ازدواج کردم.و 3 ساله زندگی بدون عشقی دارم.خیلی دردناکه.تا کسی این دردو نکشه درک نمیکنه.به نظر شما دوستان چه جوری میشه با زندگی بدون عشق و دوست داشتن کنار امد؟؟؟خیلی سخته
 
-----------------------
 

پنجشنبه 23 خرداد1392 ساعت: 13:31

توسط:سوفیا

ممنون از نظرتون گفتید فراموش کنم وبه زندگی باهمسرم فک کنم اره درسته اما مردی که من رو نمیبینه مردی که همه زندگیش کار ودوستان وهمکاراشن وتلویزیون خوشبختم نکرد سعی کردم عاشقش بشم نخواست نشد وجود اینکه خیلی دلم میخواست عشق قدیمی مو حتی از دور یک بار دیگه ببینم برای لحظه ای کوتاه نخواستم چون میدونستم حالم بدتر خواهد شد طرفی وقتی مرد زندگیم شادم نکرد عشق قدیمیم که حالا همسر کسی دیگه است والبته پدر کودکی کاری نمیتونه واسه دلم انجام بده جز اینکه ممکنه رابطه عاطفی پررنگ شه واگه کسی هم بفهمه باز ادم بده داستان منم ومحکوم به فاسد بودن به ناپاک بودن برام دعا کنید همین

 

مدیریت وبلاگ :

لطفا مطلب مربوط به هرسمت رو در همان قسمت موجود بگذارید

 

---------------------

پنجشنبه 23 خرداد1392 ساعت: 12:38

توسط:یسنا

دوست خوب من زندگی عاشقانس اگه تو عاشقانه بهش نگاه کنی اما ب شرطی که عشق رو درست معنا کنی. تمام عشق تو توو وجود شوهرت خلاصه میشه اگه خودت بخوای


---------------------------------------------------
 

پنجشنبه 23 خرداد1392 ساعت: 16:59

توسط:طاها طاهری

با شادن موافقم...گذشته مال قدیمه وراه کار الان اینه که از زندگی فعلی لذت ببری...نقاط قوتش رو تقویت ونقاط ضعفش رو به قوت تبدیل کنی...وصلاح نیست که زندگی طرف مفابلت رو با توجه به این که خوشبخته ضایع کنی(اگر خوشبخت نبود موبایلش رو خاموش نمیکرد وکنار نمیکشید) به اینده بهتر فکر کن همه چیز دست یافتیست...شک نکن

 

---------------------------

 

پنجشنبه 23 خرداد1392 ساعت: 18:25

توسط:سوفیا

ممنون طاها من هرگز نمیخوام خوشبختی اونو خراب کنم عاشق واقعی خودخواه نیست

-------------------------------

جمعه 24 خرداد1392 ساعت: 0:16

توسط:طاها طاهری

سوفیای محترم من فقط اینو میدونم که ما آدمها هم مثل تمام چیزهای دیگه یه تاریخ مصرفی داریم وبه محض انقضامون دیگه بی اهمیت میشیم"برای بعضیها" واین موضوع در مورد شما هم مستثنی نیست ...از نظراون بنده خدا شما توی زندگیش هیچ جایگاهی نداری چون اون بندهای زندگیشو با کس دیگه ای محکم کرده والان براش یه مهمان ناخوانده ومتاسفانه وبا عرض معذرت مزاحمی...از طرفی اگر عاشق واقعی هستی پس بزار خوش باشه وزجر نکشه وهوایی هم نشه...به نظر من یه جاهایی آدم نباید (اسراف محبت) کنه...من فکر میکنم که بااین روحیه عاشق پیشه ای که داری تو گرم کردن زندگی خودت میتونی ماهرانه تحول اساسی وقابل توجه تا حد رضایت خودت خلق کنی...مطمئن باش این قابلیت رو داری

 

----------------------------------

جمعه 24 خرداد1392 ساعت: 18:49

توسط:بشيرا

سوفياي عزيز من ميفهمم چي ميگي ميتونم درکت کنم امافراموشش کن اينوبدون اگه با اونم بودي خوشبخت نبودي فقط چون عاشقش بودي وخودت انتخابش کردي دم نميزدي ميدونم چه حس تلخيه وقتي بهش فکرميکني ودوست داري اسمشودادبزني امادريغ از اينکه حتي نميتوني اسمشوتودفترچه خاطراتت بنويسي فکرکردن به اون عاقبت خوشي نداره

-----------------------------------------

شنبه 25 خرداد1392 ساعت: 19:35

توسط:سوفیا

خواستم از مدیریت وبلاگ تشکر کنم وهمین طور از عزیزانی که با من همدردی کردن باید یک نکته ای را هم بگن من تمام ماجرا را ننوشتم اولین بار که به عشق قدیمیم پیام دادن به شدت پشیمان شدم وحتی به ایشون هم گفتم که اشتباه کردم وبراش ارزوی خوشبختی کردم وخداحافظی اما ایشان بعد چند ماه برایم اس فرستاد ولی باز من قاطعانه حرفم را تکرار کردم وخداحافظی ولی متاسفانه بعد چند ماه با ایشان تماس گرفتم وحالی پرسیدم میدانم بسیار کار اشتباهی کردم وگفتم که خوشبختم وهمسرم مرا دوست دارد و برای او نیز ارزوی خوشبختی کردم بعدش ایشون یک مدت کوتاه ظاهرا گوشیش خاموش کرده بود ولی بعدا متوجه شدم که گوشیشون رو روشن کردن دلیل کارش رو نفهمیدم منم دیگه هیچ ارتباطی نداشته وندارم به هر حال ممنون از همتون بخصوص اقای امیر مدیر وبلاگ